امتياز عليخان العرشي
61
ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى )
است . 60 - خطبهء يك صد و دوازدهم : [ در آن ياران را اندرز مىدهد ] . آغاز مىشود با : « ارسله داعيا الى الحق و شاهدا على الخلق . . . » و پايان مى پذيرد با اين جمله : « اما و اللّه ليسلطن عليكم غلام ثقيف الذيال الميال ، يأكل خضركم و يذيب شحمتكم ايه ابا وذخة » ( 1 ) ( ج 1 ، ص 229 ) . مسعودى ( مروج الذهب ، ج 2 ، ص 112 ) . با اختلافى اندك . 61 - خطبهء يك صد و هفدهم : [ پس از ليلة الهرير ] . مردى از اصحاب برخاست و گفت : ما را از حكميت منع كردى و سپس به آن فرمان دادى و ندانستيم كدام دستور درست تر بود پس آن مولا دست بر دست زد و گفت : « هذا جزاء من ترك العقدة اما و اللّه لو انى حين امرتكم بما امرتكم به حملتكم على المكروه الذى يجعل اللّه فيه خيرا ، فان استقمتم هديتكم ، و ان اعوججتم قومتكم ، و ان ابيتم تداركتكم - لكانت الوثقى ، و لكن به من والى من اريد أداوى بكم و أنتم دائى ، كناقش الشوكة بالشوكة ، و هو يعلم أن ضلعها معها » ( 2 ) إلخ ( ج 1 ، ص 233 ) . ابن عبد ربه ( العقد الفريد ، ج 2 ، ص 165 ) ، شيخ طوسى ( امالى ، ص 135 ) از جملهء مره العيون من البكاء . . . . غبرة الخاشعين ، نقل كرده است همچنين ، ابن - الشيخ ( پسر شيخ طوسى ) در ( امالى ، ص 18 ) ، شيخ مفيد در ( ارشاد ، ص 139 و امالى ) ، ( بحار الانوار ، ج 17 ، ص 106 ) . 62 - كلام يك صد و نوزدهم : هنگام جنگ [ صفين ] به اصحاب خود فرمود :
--> ( 1 ) آرى به خدا به زودى پسرى از بنى ثقيف بر شما چيره خواهد شد كه دامنكشان راه رود و سبزهء شما را بخورد و پيه شما را بگدازد اى گوگردان . كنايه به حجاج بن يوسف است . ( 2 ) اين كيفر كسى است كه پيمان شكنى كند . به خدا سوگند من هنگامى كه شما را بدان فرمان دادم ، شما را به امرى ناخوشايند فرمان دادم كه خداى در آن كار خير و خوبى قرار داده بود ، پس اگر پايدارى مى كرديد ، شما را راه مى نمودم و اگر به راه كج مى رفتيد ، شما را به راه راست مى بردم و اگر سرپيچى مى كرديد ، شما را تدارك مى كردم و همانا آن كار ، كارى استوار مى بود . اما به يارى چه كسى و به چه كسى پناه مى بردم بر آنم كه شما را درمان كنم ، اما شما درد بيدرمانيد ، مانند كسى كه خار را با خار در آورد حال آنكه مىداند تمايل خار با خار است .